سری Call of Duty از جمله بازی هایی هستند که با شنیدن نام آن ها باید منتظر فروش خیره کننده و ثبت رکوردهای عجیب و غریب بود. این سری از بازی ها که توسط استودیوی Treyarch و Infinity Ward ساخته می شوند، توانسته اند پول فراوانی را به جیب Activision سرازیر کنند. نسخه جدید این سری بر اساس سنت هر ساله، توسط Treyarch ساخته شده است. Black Ops II می خواهد دنیای Call of Duty را با یک جهش دیگر روبرو کند و حضور در جنگ سرد و آینده ای نه چندان دور، چیزی است که در این بازی با آن روبرو می شوید. اما آیا این نسخه توانسته انتظارات را برآورده کند؟

داستان
همان طور که در مقدمه اشاره کردیم، داستان بازی در 2 بخش تاریخی گذشته (1986) و آینده (2025) رخ می دهد. فردی به نام رائول منندز (Raul Menendez) در سال 2025 به خطرناک ترین تروریست بعد از اسامه بن لادن تبدیل می شود. او قصد دارد دنیا را از بین ببرد و به همین دلیل، بزرگترین حمله تروریستی دنیا را شکل می دهد. اما برای از بین بردن منندز، باید اطلاعات مختلفی از او بدست آورد. به همین دلیل نیروهای ویژه با همراهی دیوید میسون (David Mason) که فرزند الکس میسون (Alex Mason) است، به مکانی می روند تا با فرانک وودز (Frank Woods) که یکی از شخصیت های نسخه قبلی بود، ملاقات کنند.
وودز اکنون بسیار پیر شده، اما عملیات هایی که در گذشته به همراه الکس میسون برای دستگیری منندز انجام داده اند، کلیدی برای مبارزه و دستگیری او هستند. در خاطراتی که وودز آن ها را تعریف می کند، با شخصیت منندز بیشتر آشنا خواهید شد. او در کودکی خواهرش را از یک آتش سوزی نجات می دهد، اما خواهرش به شدت آسیب می بیند و این موضوع ضربه روحی بزرگی به منندز وارد می کند. به همین دلیل پدرش را از بین می برد و رفته رفته به فرد خطرناکی تبدیل می شود. او سال ها بعد به خلافکار بزرگی تبدیل می شود و قدرت زیادی بدست می آورد و رفته رفته دست به اقدامات تروریستی می زند و به نوعی قدرت های دنیا را باعث بدبختی انسان ها نام می برد.



وودز به همراه میسون راهی مأموریتی شوند که در آن باید منندز را دستگیر کنند. او وودز و هم تیمی هایش را دستگیر می کند و تمام آن ها را جلوی وودز از بین می برد. این موضوع باعث می شود که وودز کینه ای شدید نسبت به منندز پیدا کند. در عملیاتی که آن ها برای دستگیری منندز انجام می دهند، وودز نمی تواند خودش را کنترل کند و به همین دلیل نارنجکی را به سوی منندز پرتاب می کند که باعث می شود خواهر منندز با انفجار آن کشته شود. منندز از این انفجار جان سالم به در می برد، اما تصمیم می گیرد که انتقام خواهرش را از وودز و میسون بگیرد. بازی به آینده می رود و ما دیوید میسون را مشاهده می کنیم که او نیز از انتقام منندز مصون نمانده است. پدر او به شکلی وحشتناک توسط منندز کشته می شود و وودز نیز قدرت راه رفتن را از دست می دهد. حال فعالیت های منندز چهره جدیدی به خودش می گیرد.
او قصد دارد تا دنیا را وارد یک جنگ سرد دیگر کند که اینبار به جای شوروی، چین در آن حضور دارد. دنیای آینده به وسیله تکنولوژی های پیشرفته نظامی کنترل می شود که در آن ها از ربات های نظامی و پهپادهای مختلف استفاده می شود. منندز با یک نقشه، کاری می کند که آمریکا و چین روبروی یکدیگر قرار بگیرند و هر لحظه ممکن است تا جنگ عظیمی بین آن ها رخ بدهد. البته داستان بازی مانند نسخه های قبلی Call of Duty دنبال نمی شود و بازیکنان با انتخاب هایی روبرو می شوند که روند بازی را تغییر می دهند. این انتخاب ها در نوع خود بسیار جالب و هیجان انگیز هستند و می توانند ارزش چند بار بازی کردن این عنوان را بالا ببرند. روند داستان هیجان انگیز است و در مقایسه با بازی هایی مانند Warfighter و یا Modern Warfare 3 نمایش بهتری دارد و بازیکنان را بهتر به سمت خودش جلب می کند. شخصیت پردازی های خوبی در Black Ops II صورت گرفته و بازی به شکل خوبی شخصیت منفی داستان را معرفی می کند. وجود چند پایان مختلف در بازی نیز یکی از قسمت های هیجان انگیز آن به حساب می آید.


گرافیک
هر چقدر که MoH: Warfighter در قسمت گرافیک خوب عمل کرده بود، CoD: Black Ops II نمی تواند راضی کننده باشد. گرافیک بازی برای یک عنوان سال 2012 اصلاً خوب نیست و کاملاً تکراری و بدون نوآوری است. مشخص است که موتور IW برای ساخت این بازی به هیچ وجه ارتقاء پیدا نکرده و به همین دلیل در قسمت گرافیک، با نمایش نا امید کننده ای برای نسخه جدید Call of Duty روبرو هستیم. محیط های بازی بسیار خشک به نظر می رسند. نوآوری خاصی در طراحی مراحل بازی دیده نمی شود.
محیط های بسته و یا بازی که مشاهده می کنید، جالب توجه نیستند. کیفیت بافت ها چندان بالا نیست و این موضوع از زیبایی بازی کاسته است. البته طراحی شخصیت های اصلی و صورت آن ها بد از کار درنیامده و بازی در این قسمت جالب به نظر می رسد. همچنین انیمیشن های شخصیت ها نیز راضی کننده است، اما کمبودهایی در آن ها دیده می شوند. در حالیکه در اکثر بازی ها شاهدیم که برای هر حرکتی انیمیشن های دست و پای مختلفی طراحی شده، در این بازی چنین چیزی را نمی بینیم. طراحی سلاح ها بسیار عالی است. جلوه های ویژه مانند انفجارها، دود، آتش و... چندان جالب از کار درنیامده اند و تنها برای رفع نیاز بازی طراحی شده اند. تخریب پذیری خاصی در بازی وجود ندارد و محیط ها کاملاً خشک طراحی شده اند.


موسیقی/صداگذاری
در قسمت موسیقی شاهد ساخته های آقای جک وال (Jack Wall) هستیم. او قبلاً آهنگساز بازی هایی چون Mass Effect 1 & 2 ،Splinter Cell: Pandora Tomorrow و... بوده است. موسیقی های او ریتم خوبی دارند و فضای هیجان انگیزی را در بازی به وجود آورده اند، اما مشکل بازی در این است که آهنگ ها چندان خوب به گوش نمی رسند و صدای انفجارها و درگیری ها بیشتر شنیده می شوند. اما موسیقی ها در حالت کلی، فضای حماسی و هیجان انگیز بسیار خوبی دارند. در قسمت صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز از هنرپیشه های هالیوودی استفاده شده است.
در Black Ops II افرادی مانند مایکل روکر (Michael Rooker) که در سریال The Walking Dead وCell 213 بازی کرده، صداپیشه هارپر (Harper) بوده است. صداپیشه الکس میسون نیز سم ورتینگتون (Sam Worthington) بوده که در فیلم هایی مانند Avatar بازی کرده است. همچنین صداپیشگی وودز را جیمز برنز (James C. Burns) انجام داده است. البته هنرپیشه های دیگری نیز در بازی به صداپیشگی پرداخته اند. حتی شبیه سازی خوبی نیز از صورت این هنرپیشه ها برای شخصیت های اصلی صورت گرفته است. افکت های صوتی بازی نیز خوب هستند و توانسته اند شما را در جریان نبردها قرار دهند. البته همان طور که گفته شد، صدای آن ها بسیار زیاد است و باعث شده تا موسیقی ها به خوبی شنیده نشوند.


گیم پلی
گیم پلی سری بازی های Call of Duty در این چند سال مورد توجه بسیاری از بازیکنان قرار گرفته بود، اما در Black Ops II باید به این موضوع اشاره کنیم که گیم پلی بازی دیگر آن رنگ و بوی گذشته را ندارد. گیم پلی بسیار کلیشه ای و خسته کننده است. حتی 60 فریم بودن بازی نیز به هیجان انگیزتر شدن بازی کمکی نکرده و به یکی از المان های همیشگی بازی تبدیل شده است. روند سریع بازی شاید تنها المانی باشد که می تواند شما را پای بازی نگه دارد. هر چیزی که در این بازی نمایش داده می شود، در نسخه های قبلی هم دیده شده اند. از ابتدا تا انتهای هر یک از مراحل تقریباً به یک صورت پیش می رود. حضور 2 بخش زمانی در بازی نیز کمک زیادی به متنوع شدن گیم پلی نکرده است. در زمان آینده کنترل تجهیزات نظامی محدودی مانند کنترل چند ربات و... به بازیکنان داده می شود.
البته کنترل آن ها به بخش اصلی گیم پلی تبدیل نشده و بازیکنان می توانند بین کنترل ربات ها و شخصیت بازی، یکی را انتخاب کنند. صحنه های سینمایی بازی به شدت تکراری هستند و دیگر آن هیجان لازم را در بر ندارند. در واقع باید گفت که Black Ops II درگیر کلیشه هایی شده که این سری از بازی ها خالق آن ها بوده اند و اکنون این بازی ضربه اساسی را از این قسمت ها می خورد. در میان روند داستانی، مراحلی به نام Strike Force نیز دیده می شوند که بازیکنان در آن ها باید از مکان های خاصی به وسیله افراد و تجهیزاتی که در اختیارشان قرار می گیرد، دفاع کنند. این قسمت اصلاً هیجان انگیز نیست و حتی می توان بدون توجه به آن داستان را به پایان رساند. مد زامبی نیز در این بازی حضور دارد که می تواند هیجان خاص خودش را ایجاد کند. البته در حالت کلی باید بگوییم که گیم پلی بازی بسیار بهتر و هیجان انگیزتر از MoH: Wafighter است.




نتیجه گیری
روند سری بازی های Call of Duty را می توان به خوراک بسیار خوشمزه ای شبیه کرد که بسیاری آن را دوست دارند و از خوردن آن لذت می برند، اما هر چقدر هم که این خوراک خوشمزه باشد، پس از مدتی لذتش را از دست می دهد. این اتفاقی است که در Black Ops II با آن روبرو هستیم.