تبلیغات اینترنتیclose
ناگفته‌های محمدرضا هدایتی از "كلاه‌ قرمزی" و "قهوه‌ تلخ"
 
بدون شرح ...
در این وب سایت به فناوری و تازه ها می پردازیم

به تازه های جهان خوش آمدید

http://yektamusic01.persiangig.com/image/block/line.jpg
١- نسخه اتم                                http://pcworld3.iran.sc/atom.xml

٢- نقشه سایت                             http://pcworld3.iran.sc/map.xml

٣-  نسخه ایکس ام ال نقشه سایت    http://pcworld3.iran.sc/sitemap

http://yektamusic01.persiangig.com/image/block/line.jpg

http://yektamusic01.persiangig.com/image/block/line.jpg

 تبادل لینک با تمامی سایت ها پذیرفته میشود.

برای اقدام تبادل لینک بر روی لینک زیر کلیک کنید و پس از باز شدن صفحه مطالب موجود در آن را مطالعه کنید و به آن ها عمل کنید. تبادل لینک به صورت اتوماتیک صورت می گیرد.

برای تبادل لینک کلیک کنیدhttp://yektamusic01.persiangig.com/image/block/line.jpg

اگر از وبلاگم خوشتون اومد برای اینکه به وبم امتیاز بدید،

اینجا کلیک کنید

یا اینجا

http://yektamusic01.persiangig.com/image/block/line.jpg

برای مردان بزرگ بن بست معنایی ندارد!! چون بر این باورند:

یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.

با تشکر مدیر وبلاگ{{ImAn}}

 



    
محمدرضا هدایتی‌
از طغرل پاورچین تا جهانگیرشاه دلو در قهوه تلخ. او این‌ روز‌ها با «كلاه‌قرمزی هوووو...» گفتن‌‌هایش دوباره سر زبان‌ها افتاده و همین باعث می‌شود فكر كنیم اگر كسی او را در خیابان ببیند....
                                                         

شاید خیلی‌ها هنوز ندانند «پسر‌عمه‌زا» با آن صدای خاص و تند تند حرف زدن بچه‌گانه‌اش، دست‌پخت محمدرضا هدایتی‌ای است كه نقش انواع و اقسام پیرمرد را در سریال‌های مهران مدیری بازی كرده؛ از طغرل پاورچین تا جهانگیرشاه دلو در قهوه تلخ. او این‌ روز‌ها با «كلاه‌قرمزی هوووو...» گفتن‌‌هایش دوباره سر زبان‌ها افتاده و همین باعث می‌شود فكر كنیم اگر كسی او را در خیابان ببیند به جای «سلام»، یك «محمدرضا هوووو»ی ‌كِشدار تحویلش می‌دهد!
صحبت با هدایتی یك پیش‌فرض جالب داشت كه كمی باعث استرس شده بود و آن اینكه می‌گویند: «كمدین‌ها اكثرا بداخلاق هستند»!
گفت‌وگویی كه در زیر می‌خوانید حاصل یك‌ساعت گپ خودمانی با محمدرضا هدایتی است كه برعكس تصور موجود نسبت به كمدین‌ها، اصلا بداخلاق نیست! او در كل گفت‌وگو خیلی راحت صحبت كرد و به پرسش‌های باربط و بی‌ربط درباره پسرعمه‌زا، ایرج طهماسب، حمید جبلی، مهران مدیری، قهوه تلخ و ... پاسخ داد.

آقای هدایتی، صحبت را از اینجا شروع كنیم كه اصلا چگونه وارد بازیگری شدید؟
من در مركز هنرهای نمایشی زاهدان تئاتر كار می‌كردم. البته از 10 سالگی در تئاتر بودم اما كار جدی‌ام از سال 70 در مركز هنرهای نمایشی زاهدان آغاز شد. آنجا دو اثر را به جشنواره آوردیم و من با آن آثار، بازیگر اول جشنواره شدم. همین عاملی شد كه به تهران فكر كنم. در همان سال‌ها كه تئاتر به جشنواره می‌آوردیم، یكسری دوست پیدا كردم كه به واسطه حمایت آن‌ها توانستم به بازی جلوی دوربین راه پیدا كنم.
همان سال‌های اولی كه به تهران آمدم، با دانشجویان تئاتر كار می‌كردیم و حتی یك بار هم با آقای زنجان‌پور و مودبیان كار كردم. بعد از این‌ها با آقای مدیری آشنا شدم.

از اینجا به بعدش دیگر با مهران مدیری در سرازیری موفقیت افتادید...
راستش اصلا نمی‌خواستم با كمدی شروع كنم تا آنجا كه به سختی پذیرفتم با كمدی فعالیت جدی‌ام را آغاز كنم. در همه تئاتر‌هایی كه كار كرده بودم، نقش كمدی نداشتم و فكر نمی‌كردم كه بتوانم در این زمینه موفق شوم ولی شدم و الان هم راضی هستم. واقعا باید بگویم من خیلی آدم خوش‌شانسی بودم كه با مهران مدیری كار كردم. اگر آغاز فعالیتم با او نبود، انقدر دیده نمی‌شدم. در واقع با مهران مدیری دیده شدم كه كارگردان بزرگی مانند آقای جعفری جوزانی نقش جدی و خوبی را در سریالی عظیمی مانند «در چشم باد» به من داد.

هیچ چیز بین پسرعمه‌زا و پیرمرد‌هایی كه در سریال‌های مهران مدیری نقش‌ آنها را به خوبی ایفاء كرده‌اید، مشترك نیست. دقیقا می‌خواهم بگویم هیچ ربطی به هم ندارند. چه شد كه از تیم ایرج طهماسب و حمید جبلی سر درآوردید؟
آشنایی با ایرج طهماسب یكی دیگر از شانس‌های بزرگ زندگی من است. او و حمید جبلی الان دیگر جزو بهترین دوستان من هستند.اواخر سال 87 یك روز حبیب رضایی با من تماس گرفت و گفت كه آقای طهماسب خواسته كه به دفتر بیایی و برای یك كار عروسكی تست بدهی، من هم رفتم. آنجا آقای طهماسب گفت تلویزیون از ما می‌خواهد پس از سال‌ها دوباره كلاه‌قرمزی را روی آنتن ببریم و ما هم یك عروسك به نام «پسرعمه‌زا» را به جمع‌مان اضافه كرده‌ایم و می‌خواهیم صدایش را شما بگویی‌، من هم گفتم با كمال میل!

پس از آن، یك ماه هر روز ما و عروسك‌‌گردان‌ها با هم تمرین می‌كردیم و صداهای مختلف را روی عروسك‌ها می‌گذاشتیم تا سرانجام، آقای طهماسب گفت این خنگ‌بازی‌‌، خنده‌ها و «ها» گفتن را برای «پسر‌عمه‌زا» نگه‌دار.
دو سه روز اولی كه «كلاه‌قرمزی 88» را ضبط می‌كردیم، صدایم این كه الان هست، نبود و بیشتر شبیه كلاه‌قرمزی صحبت می‌كردم. آن اوایل پسرعمه‌زا حتی صحبت هم نمی‌كرد اما هرچه كردم دیدم نمی‌توانم حرف نزنم! و همین شد كه یواش یواش عروسك زبان بسته‌، زبان باز كرد و به این وضعیتی كه امروز می‌بینید، افتاد!

برای ما كه كلاه‌قرمزی بخشی از كودكی یا نوجوانی‌مان را تشكیل می‌دهد، حتی قرار گرفتن كنار این عروسك هم جذاب و هم هیجان دارد. این هیجان در بین تیم هم وجود دارد؟
من آدمی هستم كه تمام وقتم را یا در دفتر روی آلبوم‌هایم كار می‌كنم، یا جلوی دوربین هستم و یا در خانه. در واقع باید بگویم دفتر «صحرا فیلم» (دفتر تهیه‌كننده مجموعه‌های تلویزیونی و سینمایی كلاه‌قرمزی) تنها دفتری بود كه ترجیح می‌دادم وقتم را آنجا بگذارنم و از وجود ایرج طهماسب و حمید جبلی لذت ببرم، آن‌ها دنیای تجربه هستند.
جبلی یك هنرمند عجیب و غریب است! شاید باورتان نشود اما عكاس خیلی خوبی است كه حتی از قبل از انقلاب هم عكاسی می‌كرده اما یك بار هم نمایشگاه نگذاشته است. مجسمه می‌سازد، نقاش خوبی است و خیلی چیز‌های دیگر؛ كلا حمید جبلی خیلی تجربه دارد. یا تنها یك حرف ایرج طهماسب باعث شد من آلبوم موسیقی‌ام را برای قشر نوجوان كار كنم، او یك روانشناس واقعی است.

می‌توانید بگویید طهماسب چه گفت یا اینكه خصوصی است؟!
طهماسب می‌گفت روی بچه‌ها كار كنید. اگر برای بچه‌ها كار كنید، فرد وقتی هنوز بچه است، طرفدارت می‌شود؛‌ بزرگ شد باز هم طرفدارت است‌؛ بچه‌دار ‌شد طرفدارت است و اتفاقا بچه‌اش هم طرفدار توست و همین‌طور تا آخر عمر طرفدار داری. یعنی همین كاری كه او با كلاه‌قرمزی و پسرخاله انجام داد.

واقعا فكر می‌كنید چرا جذابیت كلاه‌قرمزی در تمام این سال‌ها كم نشده است؟
مغز متفكر مجموعه كلاه‌قرمزی طهماسب است. او كودك را خوب می‌شناسد و اگر بهتر بگویم یك روانشناس كودك است. مثلا ما كه بزرگ شده‌ایم دیگر نمی‌فهمیم لذت دیدن یك توپ پلاستیكی یا بادكنك برای بچه چقدر زیاد است. ما دیگر از دیدن توپ پلاستیكی لذت نمی‌بریم. اما شما همین توپ را داخل دكور بگذارید كه نتواند آن را بردارد، بچه از حسرت آن توپ كه نمی‌تواند بَرَش دارد دیوانه می‌شود. این‌ها حرف‌های طهماسب است.

می‌خواهم بگویم،‌ این چیزها را ما فراموش كرده‌ایم اما طهماسب خیر. به همین دلیل كاری كه می‌كند، می‌گیرد و هم بچه‌ها و هم بزرگ‌ترها دوستش دارند. كلا به نظرم كارهای كودكی كه نمی‌گیرد خلأ روانشناسی كودك دارد وگرنه شما می‌بینید، فلان عروسك قیافه بامزه و بانمكی دارد، صدایش هم خوب است، پس چرا نمی‌گیرد؟ چون بچگی‌اش كم است.
البته ما هم در كلاه‌قرمزی عروسك‌هایی داریم كه برای بزرگ‌ترها طراحی شده‌اند مانند آقای همساده یا فامیل دور (البته فامیل دور خودش بچه‌ای است كه سبیل دارد!) اما این‌ها همه كنار كلاه‌قرمزی جمع می‌شوند كه سوپر استار جمع است و اتفاقا بخش كودكی كار هم روی او سوار شده است.

به قول شما «كلاه‌قرمزی» سوپراستار جمع است و حمید جبلی صداپیشگی‌اش را دارد و بداهه‌های خلاقانه می‌گوید. از سوی دیگر می‌گویید مغز متفكر جمع، ایرج طهماسب است. واقعا كدامیك بیشتر باعث شدند كه كلاه‌قرمزی به اینجا برسد؟
جبلی خیلی در كار دخیل است و نظر می‌دهد. واقعا این دو نفر با هم هستند، اما بگذارید یك مثال بزنم. فیلم‌های كه حمید جبلی ساخته را مرور كنید: «خواب سفید»،‌ «پسرمریم». فیلم‌های جبلی تقریبا فیلم‌های روشنفكری است و مخاطب خاص‌تری دارد. در واقع دغدغه‌اش آن تیپ فیلم‌سازی است اما طهماسب خیر. طهماسب فیلم‌هایش عامیانه‌تر و سرگرمی‌‌ساز‌تر است.
به همین دلیل در كلاه‌قرمزی من نقش طهماسب را در طراحی شخصیت‌ها بیشتر دیدم. یعنی مثلا می‌گوید این بار آدمی را بیاوریم كه هرچه بلا به سرش می‌آید بخندد، ایده‌‌اش شد «آقای همساده» و گرفت.

آقای هدایتی! یكی از ویژگی شخصیت‌هایی كه شما تاكنون بازی كرده‌اید، تكه كلام‌هایی بوده كه اتفاقا در بین مردم خیلی رواج پیدا كرد. «هااا» گفتن‌ها كش‌دار پسرعمه‌زا هم خیلی گرفته است. ایده این تكه‌كلام‌ها با خودتان است یا كارگردان؟
ما در كلاه‌قرمزی، همه با هم می‌نشینیم و موضوع و داستانی را انتخاب می‌كنیم و سپس صداپیشه‌ها درباره آن موضوع شروع به حرف‌زدن می‌كنند. اگر حاصل كار خوب شد آن را پرورش می‌دهیم اما اگر نه می‌گذاریمش كنار. اما در كل دیالوگ كتبی نداریم و همه حرف‌هایی كه رد و بدل می‌شود بداهه است؛ یعنی هرچه ذهن چرندگوتری داشته باشی موفق‌تر هستی. به همین دلیل، عروسك‌هایی مانند «فامیل دور» یا «آقای همساده» گل می‌كنند.

«هااا» گفتن‌ها از كجا آمد؟
همان زمان كه تمرین می‌كردیم، برای پسرعمه‌زا تكه كلام‌ها را گفتم اما رد شدم و فراموش كرده بودم اما طهماسب یادش ماند و گفت این خوب است، نگهش‌دار. طهماسب می‌گفت خوب می‌شود اگر كسی پسرعمه‌زا را صدا زد به‌جای جواب بگوید «ها»! یا وقتی خودش را به نفهمی می‌زند هم بگوید «ها، ها، ها». در واقع همه تكه‌كلام‌ها همكاری مشترك است، همه با هم نظر داده‌ایم تا شخصیت شكل بگیرد. یعنی همه با هم كمك می‌كنیم تا چارچوب شخصیت‌ مشخص ‌شود و پس از آن دیگر تو می‌شوی نگهبانش كه می‌توانی در آن قالب، بداهه بگویی.

در كارهای مهران مدیری هم همینطور است؟
خیر. در كارهای مهران مدیری‌، تكه‌كلام‌ها ناگهانی و به صورت بداهه شكل می‌گیرند. خوبی كارهای مدیری این است كه می‌توانی حاصل كارت را همان شب از تلویزیون ببینی. یعنی می‌بینی كه این بداهه خوب بود یا نه. اگر خوب بود نگهش می‌داری و اگر نبود می‌اندازی دور.
اما بگذارید یك راز كمدی را برای‌تان بگویم: «تكرار،‌ تكرار، ‌تكرار». مثلا شما اگر در فواصل مختلف یك كلمه را تكرار كنی در نهایت باعث می‌شود مردم از خنده روده‌بُر شوند! امتحانش كنید، می‌گیرد! تكرار زیاد یك كلمه، ‌آن را به هویت كاراكتر متصل می‌كند. من در اكثر كارهایم تكه كلام داشتم به جز «قهوه تلخ» كه عمدا نخواستم تكه كلام داشته باشم.

صداپیشگی و كار كردن با عروسك‌گردان برای‌تان سخت‌تر بود یا بازی جلوی دوربین؟
كار عروسكی سخت‌تر است. چون وقتی شما جلوی دوربین هستی تمام اجزای بدنت را در اختیار می‌گیری؛ از میمیك صورت و نگاه كردن گرفته تا حركت فیزیكی اندام، اما در كارهای عروسكی اصلا این طور نیست. شما فقط صدا را می‌گویی و فرد دیگری عروسك‌گردانی می‌كند و گاها بین تو و عروسك‌گردان چند متری فاصله وجود دارد. حتی شاید گاهی اصلا مجبور شوی عروسكت را از مونیتور پشت صحنه نگاه كنی. این‌ها كار را سخت می‌كند.

هماهنگی صداپیشه و عروسك‌گردان هم باید سخت باشد.
بله. بگذارید با یك مثال توضیح بدهم. ممكن است عروسك‌گردان هنگام ضبط برنامه حركتی انجام دهد كه در ذهن من نباشد. طبیعتا نمی‌شود بگویم حالا صبر كنید كه من فكر كنم و ببینم متناسب با این حركت چه باید بگویم! صداپیشه باید همان جا و فی‌البداهه دیالوگی مناسب را بگوید. این مساله برای عروسك‌گردان هم وجود دارد. در كارهای بداهه ممكن است من چیزی بگویم كه اصلا در ذهن عروسك‌گردان نباشد، حالا او باید درجا حركتی را متناسب با دیالوگ من طراحی كند، طوری كه بیننده فكر كند عروسك‌گردان و صداپیشه یك‌نفر هستند، این خیلی سخت است.

حالا انصافا بخش صداپیشگی‌اش سخت‌تر است یا عروسك‌گردانی؟
عروسك‌گردانی بسیار بسیار سخت است. اگر بخواهم راستش را بگویم واقعا كارشان سخت‌تر از صداپیشه‌هاست. صداپیشه‌ها روبروی میكروفن می‌نشینند و یك لیوان آب هم جلوش است اما عروسك‌گردان زجری می‌كشد بنده خدا! هرچه عروسك پرحرف‌تر باشد، بیشتر زجر می‌كشد.

عروسك‌گردان پسرعمه‌زا كه بود؟
عروسك‌گردان پسر‌عمه‌زا امیر‌ سلطان‌احمدی و عروسك‌گردان كلاه‌قرمزی خانم دنیا فنی‌‌زاده بودند.

این هماهنگی فوق‌العاده بین عروسك‌گردان و صداپیشه چگونه به دست می‌آید؟
با تمرین. آقای طهماسب همیشه 10 ـ 15 روز قبل از آغاز كار، برای بچه‌ها تمرین می‌گذارد تا شخصیت‌هایی كه كار می‌كردیم یادمان بیاید و ارتباط بین صداپیشه و عروسك‌گردان دوباره شكل بگیرد.
باز هم مثالی در این مورد می‌زنم. به نظر من خانم دنیا فنی‌زاده بهترین عروسك‌گردان در ایران است. حمید جبلی نفس می‌كشد، ‌او به عروسك عكس‌العمل می‌دهد، انقدر سریع. این یعنی چه؟ فنی‌زاده دیگر با عروسكش یكی شده است و جانش جان عروسكی است كه پشت آن قرار گرفته.

كمی هم درباره «كلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» بگویید. استقبال مردم چطور بوده؟ كسی متوجه می‌شود شما، صداپیشه پسرعمه‌زا هستید؟
جالب است بگویم كه خیلی از مردم و حتی خیلی از همكارانم هنوز نمی‌دانند كه صدای پسر‌عمه‌زا برای من است! برای من جالب است كه همكارانم هم نمی‌دانند و وقتی متوجه این موضوع می‌شوند كاملا تعجب می‌كنند.
درباره سوال‌تان پیرامون استقبال مخاطب هم، من بیشتر از طریق سایت اینترنتی‌‌ام، نظر مخاطبان را متوجه می‌شوم. در كل درباره همه مجموعه‌های كلاه‌قرمزی تاكنون هیچ نظر آزار‌دهنده‌ای نشنیده‌ام. هرچه به گوشم رسیده مثبت و سرشار از انرژی بوده است.

یكی از نقد‌هایی كه مطرح می‌شود، فارغ از درست یا غلط بودنش، درباره پایین آمدن كیفیت دیالوگ‌ها، هم‌بندی پلان‌های مختلف، موضوعات مطرح شده و ... در فیلم سینمایی «كلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» در مقایسه با نسخه مجموعه تلویزیونی‌اش است. چیزی در این‌باره شنیده‌اید؟
این اتفاقی كه در مقابل مجموعه تلویزیونی می‌گویید افتاده، طبیعی است. چون در نسخه تلویزیونی شما چندین قسمت می‌بینید و با آن جلو می‌آیید.
مثلا در عید امسال شما 13 قسمت كلاه‌قرمزی دیدید، اما در نسخه سینمایی فقط 90 دقیقه وقت داریم و بعد پرده را می‌كشند و تمام. پس زمان زیادی برای چرند‌گویی و بداهه‌پردازی نیست. در نسخه سینمایی ما اصلا بداهه‌پردازی نداشتیم و كاملا براساس فیلمنامه جلو می‌رفتیم چون باید براساس یك زمان مشخص كار می‌كردیم و فیلم را جلو می‌بردیم. حالا در قالب فیلمنامه من و حمید جبلی كمی دیالوگ‌ها را پس و پیش می‌كردیم، اما زیادتر و كمتر نه. بنابراین من اسم این اتفاقی كه گفتید را افت كیفیت نمی‌گذارم، بلكه به نظرم این خصوصیت مدیوم سینماست.

البته فكر می‌كنم شرایط كار در محیط استودیو خیلی راحت‌تر باشد تا در محیط باز، آن هم در زمستان شمال تهران.
بله دقیقا. «كلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» از این حیث خیلی فیلم سختی بود. كار عروسكی به خودی خود سخت است، حالا تصور كنید كه لوكیشن‌های‌تان هم سخت باشد و شما بخواهید در دل زمستان آن هم در هوای آزاد كار كنید. هرچه لباس می‌پوشیدیم باز هم كم بود.
واقعا تصور كار كردن در آن سرما در شهرك دفاع مقدس یا در خانه خرابه روی تپه‌ای كه انتهای بلور ارتش بود، خیلی سخت است. شاید باورتان نشود اما از پایین تپه تا بالای آن كه لوكیشن خانه خرابه فیلم بود، حدود چهار درجه اختلاف دما داشتیم، اصلا یك وضعیتی! حالا من وقت داشتم كنار آتش بایستم اما شرایط عروسك‌گردان ها خیلی بد بود. بنده خداها مجبور بودند روی زمین به آن سردی و یخ زدگی دراز بكشند و كار كنند.

اما نتیجه كار خوب شده است...
باید خوب می‌شد. چون كار كلاه‌قرمزی است، 17 ـ 18 سال سابقه و طرفدار فراوان دارد، این‌ها همه یك طرف. از طرف دیگر آقای طهماسب سلیقه‌ خاصی دارد و به راحتی از كنار سكانس‌ها و پلان‌ها نمی‌گذرد. آنچه می‌گیریم باید راضی‌اش كند، پس نتیجه باید خوب می‌شد.

خب! كمی هم برویم سراغ مهران مدیری و «قهوه تلخ»‌. تیپ پیرمرد‌های سریال‌های مدیری را بیشتر دوست داشتید یا پسرعمه‌زا و شیطنت‌های بچه‌گانه‌اش را؟
(چند ثانیه‌ای فكر می‌كند) واقعا نمی‌توانم انتخاب كنم چون هر كدام‌شان لذت‌های عجیبی به من داده‌اند، هركدام یك‌جور.
پسر‌عمه‌زا من را درمان كرد و به دوران كودكی برد. او باعث شد من دوران كودكی‌ام را كنكاش كنم كه ببینم چه چیزهایی را دوست داشتم، چیز‌هایی كه بعد از این‌ همه سال فراموش‌شان كرده بودم. من با پسرعمه‌زا دوباره بچه شدم. به همین دلیل است كه می‌گویم نمی‌توانم انتخاب كنم. هر كدام از شخصیت‌هایی كه بازی‌ می‌كنم را مردم بیشتر دوست داشته‌باشند، برای بالاتر می‌رود.

حالا مردم كدام شخصیت‌تان را بیشتر دوست دارند؟
هر شخصیت طرفداران خودش را دارد.ببینید! بحث این است كه كلاه‌قرمزی از قبل بوده و من از شهرت و جا‌افتادگی تیم طهماسب ـ جبلی استفاده می‌كنم (یا شاید اسمش را بگذارند سوء استفاده!) اما شخصیت‌های مدیری از قبل ساخته نشده‌اند.

اما خود مهران مدیری در طنز یك برند است.
بله. كاملا درست است اما كاراكترها در كارهایش تكرار نشده‌اند. ولی كاراكترهای كلاه‌قرمزی سال‌هاست است كه اجرا می‌شوند، یعنی در ذهن مردم جا افتاده‌تر هستند.

وضعیت بخش‌ پایانی «قهوه تلخ» به كجا رسید؟ تمامش نمی‌كنید؟
ما یك بخش دیگر داریم كه آقای مدیری باید بیاید تا بگیریم و پرونده قهوه تلخ بسته شود. ایشان الان سرصحنه فیلم‌برداری «قلب یخی» است و باید صبر كنیم كه كمی سرش خلوت شود.
البته الان سری 34 «قهوه تلخ» وارد بازار شده است. سه مجموعه دیگر داریم تا سریال به پایان برسد. الان دو سری از سه سری باقی‌مانده آماده توزیع در بازار است. تا آن زمان هم احتمالا كمی سر مهران مدیری خلوت‌تر می‌شود و پرونده «قهوه تلخ» را می‌بندد.

وقفه‌هایی كه در توزیع «قهوه تلخ» بود، باعث شده كه برخی بگویند شاید چند قسمت پایانی ساخته نشود.
انصافا «قهوه تلخ» مشكلات زیادی داشت كه یكی از آنها مشكل پروانه كار بود. وزارت ارشاد پروانه كلی «قهوه تلخ» را لغو كرد و از آن به بعد ما باید قسمت به قسمت پروانه كار بگیریم.

سرجریان ورود شخصیت‌ها به زمان حال؟
من خیلی جریانش را نفهمیدم چون روال‌ ما همان روال قبل بود. گویا سیاست‌ها تغییر كرد و گفتند باید برای هر قسمت پروانه جداگانه بگیرید. به این ترتیب، آن‌ها هر قسمت را نگاه می‌كردند و اگر اصلاحیه لازم داشت می‌گفتند. سپس پروانه و مجوز تكثیر می‌دادند. این خودش زمان زیادی می‌برد چون اگر یك روز پروانه كارتان دیرتر صادر شود كارخانه، تكثیر كار شما را یك هفته عقب می‌اندازد. همه بدقولی‌های‌مان به این دلیل بود.

كلا «قهوه تلخ» پر از شایعه بود. حتی شایعات هنگام توقف پروژه تا جایی پیش رفت كه برخی می‌گفتند مهران مدیری دلزده و افسرده شده است. این شایعات به گوش شما هم می‌رسید؟ اصلا شایعه بود یا واقعیت؟
بگذارید برای‌تان ساده‌اش كنم. دلیل همه این «شایعات» این بود كه وزارت ارشاد مجوز انتشار «قهوه تلخ» را كلا لغو كرده بود. یعنی دیگر اصلا قهوه تلخی نباشد! هیچ كس هم نفهمید چرا. بعد از آن ماه‌ها دوندگی شد تا كار ادامه پیدا كند. بالاخره مردم قسمت‌های مختلف را خریداری و برای دیدنش وقت و هزینه گذاشته بودند. خیلی تلاش شد كه به احترام مردم كار دوباره از سر گرفته شود تا اینكه بالاخره گفتند مجوز می‌دهیم اما قسمت به قسمت. این پروسه 6 ماه طول كشید و پروژه در این مدت كاملا تعطیل بود.
در این شرایط تصور كنید پروژه به آن بزرگی هیچ بازگشت سرمایه‌ای نداشت تا بتواند ادامه پیدا كند.

مشكل ارشاد با احتمال انطباق برخی دیالوگ‌ها با شرایط روز جامعه بود؟
شاید بله. نمی‌دانم شاید هم نه. شاید برخی فكر كردند در این كار خیلی پول درآمده است در صورتی كه اینطور نبود. تبلیغات وسیع «قهوه تلخ» و ... هزینه‌های زیادی داشت.

گفته می‌شد كه مهران مدیری برای هر قسمت از «قهوه تلخ» چهار، پنج میلیارد تومان درآمد دارد!
(می‌خندد) كاش در بیاورد. كاش این رقم‌ها باشد كه در آینده بتواند كاری كه باب میلش است را بسازد. اما واقعا باید به همه دوستان بگویم نه بابا رقمی كه مردم می‌گویند خیلی رقم عجیب و غریبی است، اصلا از این خبرها نیست و چنین پول‌هایی رد و بدل نمی‌شود.

بالاخره خیلی‌ها حساب و كتاب می‌كنند كه پشت جلد قیمت زده‌اید 2500 تومان و نتیجه می‌‌گیرند كه نصف هر مجموعه سود است! كلا باید در این دو سال، كل تیم میلیاردر شده باشند!
نمی‌دانم چطور این سوء تفاهم‌ها كنار می‌رود. باور كنید خیلی از بازیگرها مستاجر هستند. واقعا این سوء تفاهم‌ها ما را از مردم دور می‌كند. من همینجا اعلام می‌كنم كه به خدا من هنوز هم مستاجرم و اصلا چنین پول‌هایی كه گاهی گفته می‌شود، در سینما و تلویزیون رد و بدل نمی‌شود.

بگذارید این را هم بگویم. «قهوه تلخ» یك پروژه كار آفرین بوده و چهار هزار نفر از كنار این پروژه شغل دارند. از 150 نفری كه در لوكیشن هستند بگیرید تا كسی كه در كارخانه سی‌دی را در وَلت می‌گذارد یا آنكه پاكت‌ها را بسته‌بندی می‌كند و ... . یكبار آقای گلیان (یكی از تهیه‌كنندگان «قهوه تلخ») لیستی آورد كه بر اساس آن حقوق‌ها و دستمزد‌هایی كه باید برای پروژه بدهد را حساب می‌كرد. در آن لیست حدودا چهار هزار نفر اسم بود.
جدای از این‌ها، فقط اجاره ساختمان محل لوكیشن‌ ما ماهیانه 20 یا 25 میلیون تومان است. تهیه‌كنندگان و سرمایه‌گذاران پروژه تازه از 5-6 سری قبل به سوددهی رسیده‌اند. یعنی یكسال و اندی فقط و فقط هزینه كردند.

به عنوان پرسش آخر، برای كار كردن با مهران مدیری راحت‌تر هستید یا با ایرج طهماسب؟‌ می‌گویند هر دو كمی بداخلاق هستند!
(می‌خندد). نه بابا! اصلا بداخلاق نیستند! من با هر دو راحت هستم چون اجازه می‌دهند هر كاری كه دوست دارم، جلوی دوربین بكنم.

هم مهران مدیری و هم ایرج طهماسب در ژانر خودشان جزو بزرگان و افراد متبحر سینما و تلویزیون كشور محسوب می‌شوند. بنابراین كار كردن با هر دو لذت بخش است.
می‌گویند آنكه می‌خندد یك درد دارد و آنكه می‌خنداند هزار و یك درد. كمدین دردها را می‌بیند و آن‌ها را برای دیگران تبدیل به كاریكاتور و خنده می‌كند. پس می‌تواند فردی عمیق‌تر و جدی‌تری باشد.

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


نوع مطلب : تازه ها,گوناگون,جالب,شفگت انگیز,زیبا, | بازدید : 198
برچسب ها : ,
چهارشنبه 15 شهريور 1391 :: نويسنده : ImAn    


درباره وبلاگ

امیدواریم که تا زمانی که در این وبلاگ حضور دارید از فناوری و تازه ها بیشتر بدانید. در صورت تمایل برای مشاهده جدیدترین اخبار در ایمیل خود در سایت یا خبرنامه عضو شوید. لطفا نظرات خود را در وبلاگ،ایمیل ارسال نمایید. ایمیل مدیر وبلاگ : imanfouladi007@yahoo.com لطفا در در وبلاگ برتر ماه نیز شرکت کنید و به ما رای دهید. با تشکر
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور

تعداد اعضای آنلاین : 0
اعضای جدید امروز : 1
اعضای جدید دیروز : 0
تعداد کل اعضا : 3
اعضای آنلاین:

مطالب اخير
مطالب پربازدید
مطالب تصادفی
نظرسنجی
رشد تکنولوژی در کدام کشور را سریعتر می دانید؟

خبرنامه
جستجو
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 28
بازدید دیروز : 15
بازدید هفته گذشته : 161
بازدید ماه گذشته : 637
بازدید سال گذشته : 12175
کل بازدید : 64932
کل مطالب : 233
نظرات : 18
رنک گوگل :

Top Blog


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر



                    
 
 
طراحی: مای تم - قدرت گرفته از: سرویس وبلاگدهی ایران